ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

411

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

عنوان معجون جا زد و آن املاح را در عوض دارو قالب كرد و از اين طريق توانست در مدتى كوتاه مبالغ هنگفتى به جيب بزند . يك اروپائى ديگر كه مختصر اطلاعى از داروسازى داشت با چسباندن خود به يكى از سفارتخانه‌ها سمت حكيم‌باشى فوج را براى خود دست‌وپا كرد ؛ هنگامى كه ذهن شاه را روشن كردند و يادآور شدند كه وى اصلا طبابت نمىداند شاه خنده‌كنان در جواب گفت : « خيلى خوب مىدانم كه نمىتواند به كسى طبابت بياموزد ، چون اين امر كار مدرسه‌هاست ، اما اصلا نمىدانم چرا هركس را دلم خواست نبايد به سمت حكيم‌باشى منصوب كنم ! » نسخه‌ها را از دكانهاى عطاران مىخرند . عطار در جوار قند ، قهوه و ادويه ، آرسنيك ، جوز القى ، زنگ مس ، ترياك و از اين قبيل را هم ذخيره دارد و در كار تهيهء بعضى از داروها هم خبير است ، و هركس كه پولى بدهد جنس دلخواهش را به وى مىدهد ، حال چه ارسنيك باشد و چه زهرى ديگر . خوشبختانه اطبا اغلب داروهاى گياهى بىضرر تجويز مىكنند ، به صورتى كه اشتباهات خطرناك و مهلك خيلى كمتر از آنچه معمولا تصور مىشود ، پيش مىآيد . از اين گذشته صاحب دكان خوب مىداند در همهء احوال چگونه مشترى خود را خرسند نگاهدارد ؛ هرگاه نتواند نسخه را بخواند يا اگر جنسى بخواهند كه او حاضر و آماده نداشته باشد ، خودش چيز ديگرى را به دلخواه در عوض آن مىدهد . مىگويند در بازار اصفهان كسى پيشاب خرس خواست ، و اين در ايران داروئى مهم و عزيز است ، همانطور كه نزد ما پيه خرس خواهان دارد . عطار از اتاق پشت دكه شيشهء پر از مايعى را آورد و به مشترى داد . مشترى فرياد برآورد : « پيف ، اين پيشاب كه گرم‌گرم است . » عطار در پاسخ گفت : « البته ، من آن را تازه‌تازه از خرسى كه به همين منظور پشت دكان نگاه داشته‌ام گرفته‌ام . » كوششهاى مكرر در زمينهء ايجاد و تأسيس داروخانه‌هائى به سبك اروپا در اثر مخالفت مردم با هر نوع تجدد و ديگر ارزانى قيمت داروهاى عطارى كه مردم بدان عادت دارند ، با شكست مواجه گرديد . ايرانى تربيت شده دادن پول به طبيب را در ازاى كارى كه انجام داده است ، بىنزاكتى مىداند ؛ چنين رسم است كه اسبى ، شالى يا قاليچه‌اى به عنوان « تعارف » مىدهند . حال اگر حكيم اروپائى خدمت كوچكى انجام داده باشد ، مثلا يك‌بار عيادت از بيمار ، اقسام شيرينى را در كاسه‌اى نقره‌اى و كم‌عمق به زيبائى تمام مىچينند و توسط پيشخدمت اول منزل تقديم مىدارند ، و اين پيشخدمت حد اقل در ازاى اين كار يك تومان از گيرندهء شيرينى انعام دريافت مىدارد ؛ يا اصولا از تسويه حساب چشم مىپوشند ، زيرا از ارسال هديه‌اى ناقابل شرم دارند و به دادن هديه‌اى شايسته هم نمىتوانند تصميم بگيرند . در نتيجه بدون داشتن حقوقى ثابت از طرف دربار ، دولت يا سفارتخانه ، براى طبيب اروپائى امكان ندارد بتواند با در نظر گرفتن مخارج زيادى كه سنتهاى مملكت آن را ايجاب مىكند ، زندگى قابل تحملى در ايران